سال ۲۰۲۵ به پایان رسید و نمایشهای بزرگ دنیای گیمینگ، همراه با برخی وقایع تلخ دنیای واقعی، همگی اکنون پشت سر ما قرار گرفتهاند. هنوز زود است که بخواهیم پیشبینی کنیم که سال ۲۰۲۶ چگونه خواهد بود، اما قبل از آنکه به سوی آینده حرکت کنیم، بد نیست نگاهی کوتاه به گذشته داشته باشیم. کمتر کسی دوست دارد دوباره سال ۲۰۲۵ را تجربه کند، مگر اینکه تمام وقت خود را صرف بازیهای ویدئویی کرده باشد که بیشک جزو بهترین و متنوعترین بازیهایی بودند که تا به حال در یک دوره دوازده ماهه تجربه کردهایم. در ادامه، جمعبندی نهایی سایت کوتاکو از سال گذشته را مرور خواهیم کرد:
وضعیت ایکس باکس و گیم پس
ایکس باکس اعلام کرده است که در حال کار بر روی یک کنسول جدید میباشد، اما به نظر میرسد که این دستگاه بیشتر شبیه یک کامپیوتر شخصی ردهبالا و گرانقیمت باشد تا یک کنسول گیمینگ سنتی که از یک سازنده معروف کنسولهای بازی انتظار داریم. این موضوع، حداقل تا حدی، ادعای برخی منتقدان را تقویت میکند که بر این باورند که "ایکس باکس دیگر مثل گذشته نیست."
وضعیت پلیاستیشن ۵
پنج سال از نسل پلیاستیشن ۵ گذشته است و با وجود اینکه این کنسول موفقترین دستگاه در تاریخ سونی محسوب میشود، اما نتوانسته اثر فرهنگی عمیق و قابل توجهی ایجاد کند. در طول دو نسل از صدرنشینی پلیاستیشن و به نوعی فراگیری گسترده آن که مدیران سونی احتمالاً همیشه آرزویش را داشتند، این موفقیت بزرگ به قیمت از دست رفتن روح واقعی برند تمام شده است. بهگونهای که موفقیت قابل توجهی در جهت تاثیرات فرهنگی نداشته است.
وضعیت نینتندو سوییچ ۲
جدیدترین کنسول پرچمدار نینتندو، ساختارها را بهطور بنیادین تغییر نداده است. این دستگاه همچنان بیش از هر چیز، ماشینی برای اجرای بازیهای نینتندو است؛ بازیهایی که بیشترشان دنبالهای از فرنچایزهای قدیمی هستند. نینتندو سوییچ ۲ این کار را بهخوبی انجام میدهد، حتی اگر این بازیها نتوانسته باشند از استاندارد بالای تعیینشده توسط نسل اول سوییچ فراتر روند.
بزرگترین ناامیدیها
سال ۲۰۲۴ سال چندان خوبی برای بازیهای فیزیکی نبود و سال ۲۰۲۵ نیز تنها اخبار ناامیدکننده بیشتری در این زمینه به همراه داشت. بهعنوان مثال، برخی از نسخههای فیزیکی بازیها برای نینتندو سوییچ ۲ (که در حال حاضر داغترین کنسول جدید بازار است) از کارتهای کلید بازی (Game Key Cards) استفاده میکنند. این کارتها در واقع قطعات پلاستیکی کوچکی هستند که خود بازی روی آنها ذخیره نشده است؛ بلکه شامل یک کلید دیجیتالی DRM هستند که به شما اجازه میدهد بازی را دانلود و اجرا کنید. مشکل اینجاست که این کارتها کاملاً به اینترنت و سرورهای نینتندو وابسته هستند و این موضوع باعث نگرانی بسیاری از کاربران و طرفداران بازیهای فیزیکی شده است.
بزرگترین غافلگیریها
یک فصل کوتاه فورتنایت (Fortnite) که کاملاً بر اساس انیمیشن سیمپسونها طراحی شده، میتوانست به یک فاجعه تبدیل شود. اما برخلاف انتظار، شرکت Epic توانست از پس آن برآید و فصلی را ارائه دهد که شاید یکی از محبوبترین فصلهای فورتنایت پس از مدتها باشد. گشت و گذار در نقشه جزیره اسپرینگفیلد فوقالعاده بود؛ جلوههای بصری کاملاً حس کارتونی و حالوهوای سیمپسونها را منتقل میکرد، بدون اینکه بیش از حد زننده به نظر برسد. علاوه بر این، تمام نکات مخفی (Easter eggs) و شخصیتهای سیمپسونها که در طول این رویداد ظاهر شدند، هدیهای واقعی برای طرفداران بودند. به علاوه، این فصل شامل بخشهای انیمیشنی خندهدار با حضور شخصیتهای سیمپسونها بود که توسط نویسندگان اصلی سریال نوشته شده بودند.
بهترین شخصیتهای بازیهای ویدئویی
شخصیتهای عجیب و غریب بازی Dispatch مجموعهای از شخصیتهای شرور سابق را به نمایش میگذارد که هر کدام به اندازهای متمایز و ماندگار هستند که میتوانند به شخصیت محبوب گیمرها تبدیل شوند. رابرت رابرتسون سوم (Robert Robertson III)، قهرمان سابقی که محکوم به زندگی پشت میز شده بود، میتوانست به فردی بدبین و ناامید تبدیل شود. اما در عوض، او به رهبر گروهی از جنایتکاران تبدیل میشود؛ گروهی که اگر در ابتدای بازی جسد او را در یک گودال پیدا میکردند، هیچ اهمیتی برایشان نداشت. از سوی دیگر، مردی که پیشتر با نام Mecha Man شناخته میشد، تمام عمرش قهرمان بوده است. حال که نمیتواند با ربات جنگیاش (Mech) در میدان نبرد حاضر شود، تصمیم میگیرد نسل جدیدی از قهرمانان را هدایت کند و همچنان تاثیرگذار باشد. با وجود اینکه این دار و دسته (تبهکاران سابق) بسیار دردسرساز هستند، او در برابر سختیهای شخصی ایستادگی میکند و به عنوان یک رهبر ظاهر میشود تا به همتیمیهایش کمک کند. او نشان میدهد که برای قهرمان بودن، لزومی ندارد همیشه در خط مقدم میدان جنگ حضور داشته باشید
بهترین لحظات بازیهای ویدئویی
بازی Despelote زندگینامه یک پسر جوان اکوادوری را در دوران تلاش تیم ملی کشورش برای صعود به جام جهانی ۲۰۰۲ روایت میکند. در طول بازی، بازیکن غرق جزئیات زندگی جولیان میشود و در مییابد چگونه فوتبال و هیجان ناشی از شانس کشورش برای رقابت در سطح جهانی، باعث شده حس نزدیکی عمیقتری را با هموطنان خود تجربه کند. تلاشهای تیم ملی اکوادور برای صعود، در نهایت به مسابقهای حساس در برابر اروگوئه در تاریخ ۷ نوامبر ۲۰۰۱ ختم میشود. جولیان واقعی در حالی که بازیکن مشغول تجربه بازی است، میگوید: «ما هر راهی را امتحان کردیم تا این لحظه را به تصویر بکشیم، اما هیچچیز حق مطلب را ادا نمیکرد. پس فقط خودتان تماشا کنید.» این تجربه نشان میدهد که بعضی از بهترین لحظات بازیهای ویدئویی، نه صرفاً در گرافیک یا گیمپلی، بلکه در قدرت روایت و احساس واقعی بازیکن نهفتهاند.
بهترین بازیهای شوتر
اصلاً انتظار نداشتیم که بازی Brazilian Drug Dealer 3: I Opened A Portal To Hell In The Favela Trying To Revive Mit AIA I Need To Close It آنقدر سرگرمکننده باشد که عمیقا از آن لذت ببریم. ویدیوهای این بازی، کاملا متفاوت بوده و حس و حال یک بازی طنز بیمحتوا داشت؛ چیزی که باعث میشد چند دقیقه بازی کنم، بخندم و بعد فراموشش کنم. اما واقعیت خلاف این بود و باعث شد ساعات زیادی را پای BDD3 بگذرانیم و از هر لحظهاش لذت ببریم. این بازی یک بازی تیراندازی اولشخص با موتور بازیسازی Quake است. مراحل آن خوشساخت هستند و جلوههای بصری آن، یکی از عجیبترین تجربههایی است که در سال ۲۰۲۵ خواهید دید. قیمت این بازی فقط ۵ دلار است و واقعاً ارزش تکتک سنتهایی که بابتش میدهید را دارد.
بهترین بازیهای نقشآفرینی (RPG)
بازی Octopath Traveler 0 مدرکی است بر این که شرکت اسکوئر انیکس (Square Enix) هیچ دلیلی نداشت بازی Champions of the Continent را به یک بازی گاچا (Gacha) تبدیل کند، در حالی که میتوانست به راحتی آن را به یک بازی نقشآفرینی استثنایی بدون المانهای آزاردهنده گاچا تبدیل کند. در Octopath Traveler 0 اسکوئر انیکس پوستهی لایو سرویس را از Champions of the Continent جدا کرده و آن را به همان RPG نوبتی اصیلی تبدیل کرده که طرفداران از ابتدا انتظار داشتند. این یک بازی حجیم و عظیم است که نزدیک به صد ساعت تجربه را پیش روی شما میگذارد. Octopath Traveler 0 شبیه بازگشت پسر نافرمان است؛ بازگشتی پس از آنکه به دلیل غرور و اشتباهات اسکوئر انیکس، بازی به لبه نابودی رسیده بود و قطعاً تجربه داشتن تمام بهترین بخشهای بازی که زمانی تصور میشد برای همیشه از دست رفتهاند، بسیار لذتبخش است.
سایر مواردی که سال گذشته عاشقشان بودیم
زمانی که دیزنی خبر ساخت یک سریال تلویزیونی از Star Wars درباره شخصیت کاسیان آندور (از فیلم Rogue One) را اعلام کرد، برایما اهمیتی نداشت. اما وقتی در سال ۲۰۲۲ فصل اول را تماشا کردیم، کاملاً محصور نمایش عمیق و واقعگرایانه مبارزه با امپراتوری و ظهور فاشیسم شدیم. و فصل دوم که امسال پخش شد، حتی بهتر از قبل بود. این فصل لحظات بیشماری داشت که باعث میشد روی صندلی نیمخیز شده، نفسم خود را حبس کنیم و منتظر صحنه یا دیالوگ بعدی باشیم تا یا تحت تأثیر قرارمان دهد یا وادارمان کند آنها را تشویقش کنیم. از دیدگاه ما که عاشق فرنچایز Star Wars هستیم، جنگ ستارگان هرگز تا این اندازه خوب نبوده و احتمالاً دیگر به چنین اوجی نیز نخواهد رسید.
بدترین بازیها از نگاه متاکریتیک
Fire Emblem Shadows با امتیاز ۳۷ از ۱۰۰، نمونهای است از اینکه چه میشد اگر بازی Among Us را در دنیای Fire Emblem میساختند. ظاهراً این ایده اولیه، منجر به ساخت بازیای شد که پوچ و بیهوده به نظر میرسد و توسط نینتندو تنها برای موبایل منتشر شده است. حتی معدود ایدههای خوب بازی هم تحت تاثیر مدل رایگان و کمبود محتوا قرار گرفتهاند.
جمعبندی
سال ۲۰۲۵ برای دنیای بازیهای ویدئویی، سالی پر از فراز و نشیب بود؛ از یکسو شاهد عرضه بازیهایی خلاقانه، جسورانه و بهیادماندنی بودیم و از سوی دیگر، صنعت بازی با تصمیمهای بحثبرانگیز، افول رسانههای فیزیکی و از دست رفتن بخشی از هویت برندهای بزرگ دستوپنجه نرم کرد. ایکسباکس بیش از پیش به اکوسیستم نرمافزاری نزدیک شد، پلیاستیشن با وجود موفقیت تجاری، بخشی از روح فرهنگی خود را از دست داد و نینتندو همچنان با تکیه بر بازیهای کلاسیک، مسیر امن اما محافظهکارانهای را دنبال کرد. در نهایت، آنچه ۲۰۲۵ را بهیادماندنی میکند نه کنسولها، بلکه بازیها، لحظات انسانی، شخصیتهای ماندگار و تجربههایی است که ثابت کردند خلاقیت هنوز زنده است، حتی در روزگار دشوار صنعت بازی.
منبع: کوتاکو




